![]() |
![]() |
|
|
متشكرم
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي. براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي. براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي. براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي. براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي. براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي. براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي. براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي. براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي. براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي. براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم" براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي. براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي. براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي. براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي. براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي. براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي. به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه : لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم " آغوش من هميشه براي تو باز است. هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم. هميشه پشتيبانت هستم. من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود. فقط كافي است چيزي از من بخواهي , بلافاصله از آن تو خواهد شد. مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم. من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي. در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي. هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم. همين الان در فكر تو هستم. تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري. من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است. هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن. من هنوز در چشمانت گم شده هستم. تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/03/16ساعت 9 قبل از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم وهمین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی همسرم تا ابد در دل من می مانی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/03/16ساعت 9 قبل از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم
از این که عاشق توام حس غرور می کنم دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم با تو ستاره میشوم از سایه های ملتهب همیشه می گریختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره میشوم ناجی شام شوکران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو یگانه میشوم خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت با تو ستاره میشوم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/03/16ساعت 8 قبل از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
بعضی روزا اینقدر دلم تنگ میشه برای اون لحظه هایی که بدون هیچ دغدغه ای دست تو دست هم قدم می زدیم و تنها احساسی که وجود داشت عاشقی بود و بس، من تو رو در آغوش می کشیدم و میبوسیدمت و هیچ چیز جز احساس پاک دوست داشتن تو و با تو بودن در فضا وجود نداشت.
اکنون درگیر زندگی هستیم و از اون لحظه ها دور، کار و کار و کار و من در اندیشه آینده ای روشنی هستم که عشقمون سوزان تر و شعله اش فروزان تر باشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/02/06ساعت 11 قبل از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/01/20ساعت 10 قبل از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
سینه ام را می شکافم و با قلمی از اشک و مرکبی از خون برایت می نویسم :
سلام بر تو که لطیف تر از بارانی و سرخ تر ازگلهای محبتی و زیباتر از شاخه سار عشقی. میخواهم گلی از محبت بچینم و برایت بیاورم و آنگاه بر لبانت که سرخ تر از گلهای سرخ اند بوسه ای از عشق میزنم. من غم را درسکوت و سکوت را در شب و شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به تو دوست دارم اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایش اگر حرفی زدم از گل تویی معنا و مفهومش |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/01/20ساعت 10 قبل از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
ای سر چشمه ی محبت ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیبا و دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان بیکران پرواز میکنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/11/11ساعت 1 بعد از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است ذهنی، که رموز عشق داند، عشق است مهری، که تو را از تو رهاند، عشق است لطفی، که تو را بدو رساند، عشق است *عراقی* |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/11/11ساعت 1 بعد از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
دستامون اگرچه دورن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/11/11ساعت 1 بعد از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو و عاشقانه دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/11/11ساعت 1 بعد از ظهر توسط عاشق بامرام |
|
|
برگ اول عاشقی پست الکترونیک عاشقانه های وبلاگ |
| عاشقانه یعنی |
این وبلاگ رو تقدیم می کنم به همه عاشقان به خصوص مریم عزیزم که خیلی دوستش دارم.
|
| دسته بندی عاشقانه |
|
عکس عاشقانه مطالب جالب عاشقانه ویژه عزیز دلم شعرهای عاشقانه |
| عاشقانی مانند من |
|
بچه های حسابداری کلبه عشق |